پروفسور اسمیت آخرین فردی بود که می‌بایست موافقت خود را اعلام می‌کرد تا همه‌چیز برای شروع طرح بزرگ آغاز شود. بعد از انجام عملیات دفع سیارک متخاصم با کمک سپر تدافعی ضد گرانشی باران، او به‌اندازه کافی به باران اعتماد پیداکرده بود و همین نقطه امیدواری بزرگی بود تا همه‌چیز برای تصویب نهایی طرح باران آماده‌شده و مقدمات مالی و تکنیکی موردنیاز طرح فراهم شود. جلسه روز قبل که با حضور اعضای اصلی شورای تصمیم‌گیری ناسا انجام‌شده بود، با تأیید فنی طرح توسط پروفسور مهران، همه‌چیز را منوط به تصمیم‌گیری و نظر نهایی پروفسور اسمیت می‌دانست و این عملاً به معنای تأیید طرح بود. این بار هم باران توانسته بود تا بامهارت عجیب و وصف‌نشدنی خودش نظر همگان را جلب کند و خواسته خود را به کرسی بنشاند. به نظر همه‌چیز برای شروع آماده بود و باران می‌بایست خود را برای چالشی دیگر آماده می‌کرد. باران درحالی‌که بر روی صندلی کنار شومینه نشسته بود و در خیال خود غوطه‌ور شده بود با صدای تلفنی که در گوشه دیگر اتاق قرار داشت به خود آمد، اما پرهام زودتر از او خود را به تلفن رسانده بود و این فرصت دوباره‌ای به باران داد تا به عمق دریای تفکرات خود بازگردد. هنوز چند ثانیه از این بازگشت نگذشته بود که پرهام با چهره‌ای خندان و لبی متبسم رو به روی او ظاهر شد. به نظر همه‌چیز برای شروع طرح عظیم فراهم‌شده بود...!

فردای آن روز، پیرو تماسی که پروفسور اسمیت با آن‌ها برقرار کرده بود جلسه هماهنگی گروه عملیات برای مرور آخرین موارد مربوط تشکیل شد و باران به همراه پدرش به تشریح نهایی جزییات طرح پرداختند و متقابلاً با همکاری پروفسور اسمیت و همراهی پروفسور حسام، زمینه برای تهیه مقدمات اجرایی طرح فراهم گردید. بار دیگر باران در ابتدای شروع راهی قرار داشت که می‌توانست دریچه‌ای برای ورود به عصر جدیدی باشد. بی‌شک امکان مسافرت به سرزمینی که جایگزین موطن اصلی نسل بشر بود قدم بزرگی برای سیر تکامل بشریت محسوب می‌شد و همه این مهم به پشتوانه توانمندی‌های شخصی نابغه‌ای مثل باران ممکن بود. برای ذهن خلاقی که محدودیت معنایی نداشت، همیشه امکان دسترسی به افکار بدیع و خارق‌العاده وجود داشت و او این را بارها ثابت کرده بود.

ظرف چهل و هشت ساعت از جلسه نهایی بازبینی طرح توسط گروه اجرا عملیات، پرتاب به سمت ایستگاه فضایی انجام شد تا مسافران این مأموریت تاریخی در مدار نهایی پرتاب قرار بگیرند. درست مانند چند ماه قبل که از طریق فنّاوری «پرتاب لیزر» ناسا و به کمک قوه خلاقیت باران در تبدیل آن به نیروی «ضد گرانشی»، آن عملیات فوق تصور بشری انجام و منجر به نجات کره زمین شده بود، این بار با ایجاد تغییراتی اساسی که بازهم به کمک توانمندی و خلاقیت بی‌نظیر باران انجام‌شده بود، پیشرفته‌ترین سامانه پرتابی ناسا مجهز به اختراع فوق پیشرفته باران شده بود و این بار قدرت مهارناپذیر ضد گرانش به‌عنوان نیروی محرکه قوی‌ترین و پیشرفتهترین فضاپیمای موجود مورد استفاده قرارگرفته بود تا با کمک آن به سمت سیاهچاله مرکزی کهکشان راه شیری حرکت کنند و بتوانند طبق برنامه‌ای که باران در سر داشت با استفاده از گرمای بی‌نهایت بالای «جتهای سیاهچاله» دمای لازم برای دسترسی به‌سرعت خارق‌العاده‌ای که برای رسیدن به سیاره جانشین نیاز بود فراهم شود. باران حتی برای بالا بردن هر چه بیشتر ضریب موفقیت عملیات پیشنهادی خود از فنّاوری خاصی که به کمک نظریه‌های اخیرش حاصل‌شده بود استفاده کرد و با به همراه داشتن «چاپگر سه‌بعدی» مخصوصی که پیش‌بینی کرده بود، قصد تولید آینه‌های بازتابی خورشیدی برای تشدید و تمرکز دمای اولیه مورد نیاز در مجاورت سیاهچاله مرکزی راه شیری را داشت. به‌این‌ترتیب همه‌چیز بر مبنای پیش‌بینی‌های بسیار دقیق و علمی آماده‌شده بود تا این عملیات مهیج با کمترین ریسکی آغاز و پی‌گیری شود. آن‌ها در نظر داشتند تا پس از رسیدن به سیاره مورد نظر و انجام پروژه‌های اولیه‌ای که در برنامه‌هایشان قرار داشتد زمینه را برای مهاجرت گسترده بشر به سرزمین جدید فراهم کنند و این رؤیایی بود که با توجه به تحولات اخیر دست‌یافتنی به نظر می‌رسید.